حافظ بشارتی ده از غم جدا گردم در بین قوم‌و خویشان عبد خدا گردم

حافظ بشارتی ده از غم جدا گردم
در بین قوم‌و خویشان عبد خدا گردم

راز دل گفتن به هرکس بی قمر باشد ترا مایه ی غم و تسارت می شود فردا ترا 🌾🌾🌾🌾 یا حسن ای سبط اکبر رس

راز دل گفتن به هرکس بی قمر باشد ترا
مایه ی غم و تسارت می شود فردا ترا
🌾🌾🌾🌾
یا حسن ای سبط اکبر رسول
یک نظر بنما به ما گشتیم ملول
🌾🌾🌾
چه عصری شد یا رب این زمانه
فساد و فقر و فحشا شد یگانه
فساد و ظلم و جور در جمع خانه
ز حد بیرون شده در این زمانه
🌾🌾🌾🌾

زندگی کردند در این عصر و زمان
مردنش بهتر بُود ای نوجوان
زندگی کردن در این عصر و زمان
مرد خواهد تا بماند در امان
فقر و فحشا ظلم و بیداد عیان
می برد ایمان ز این روح و روان.
مَرد خواهد بماند در امان
🌾🌾🌾🌾
پاک و طاهر گر نگردی از گناه
عشق وصل یار تو گردد تباه
رو مطهر کن وجودت از خطا
ما خود آییم نزد تو بی آه و وا
ای جمالی صاحب جرم و خطا
توبه کن با اشک وآه نزد ِ خدا
ای که ناپاکی ز عصیان و خطا
با گناه کی می شود دیدار عطا
دیدن نور هدی شرط تمامش پاکی است
هر کسی این را نداند در حقیقت یاغی است
🌾🌾🌾🌾
تو مردم را به نیکی می کنی دعوت
چرا از خود شدی در وادی غفلت
🌾🌾🌾🌾

روز جمعه آمده چشمم به درها دوختم
منتظر هستم بیاید در فراقش سوختم

🌾🌾🌾
کی شود فارغ شوم از حزن و غم روزگار
روح من آزاد شود از هم و غم ماندگار
خسته ام خسته ز دنیای شما
مانده ام حیران در این دار فنا

چه ماهی بود آن ماه در مدینه عیان شد در صحابه بغض و کینه پیامبر خواست گوید سر دلها طلب بنمود جوهر و ق

چه ماهی بود آن ماه در مدینه
عیان شد در صحابه بغض و کینه
پیامبر خواست گوید سر دلها
طلب بنمود جوهر و قلم ها
یکی یاغی بر آمد گفت هیهات
نیاز ما را نباشد قول و ابیات
که ما را بس بُود قول تعالی
کتاب الله ، ما را ، حسبنا الله
... آن صاحب بغض و عداوت
خیانت ها نمود بر کل امت
چنین گفت او سخن در جمع یاران
که حرف ، این پیامبر هست هذیان.در آن مجلس بپا شد جنگ و دعوا
پیامبر امر و دستوری مصفا
خدا فرمود در حق پیامبر
سخن هایت بود از سوی داور

🌾🌾🌾🌾

حج رحمان ، عشق سبحان، میل جانان تابش قلبم بود هر دم فراوان حاجتم بردم به نزد رب یزدان حاجتم حج بود و

حج رحمان ، عشق سبحان، میل جانان
تابش قلبم بود هر دم فراوان
حاجتم بردم به نزد رب یزدان
حاجتم حج بود و ایمان هم به قرآن
پاسخم گفت ایزد سبحان و منان
حاجتت را من برآرم در بهاران
🌾🌾
به غیر تو کسی یارم نباشد
هودار و مددکارم نباشد
به غیر تو مرا کارم نباشد
امیدم غیر تو بارم نباشد
🌾🌾🌾
فراموش کردی از قبر و قیامت
چنین کارت بُود دائم ندامت
کجا شد بی حیا شرم حیائت
نداری بهره ای ، بهر قیامت
🌾🌾🌾
هر کسی از عاشقی دم می زند
اُنس ما را با خدا جمع می زند
عاشقان را عاشقی عشق و صفاست
عشقشان در وادی خوف و رجاست
🌾🌾🌾

خداوندا زبانم مونس حمد و هوالله
وجودم عاشق و دیوانه ی؛ استغفرالله
🌾🌾🌾🌾🌾
برو با عشق امید ِ زیارت
بگو مولای من دارم جسارت
خدا داه به تو لطف و کرامت
کجا شد لطف و الطاف و حمایت
🌾🌾🌾🌾
شیعه ام شیعه به قرآن در جهان
پیرو چهارده فروغِ آسمان
شیعه گشتم با یقین از عشق جان
پیرو مولای خود صاحب زمان
🌾🌾🌾🌾
آیه ی قرآن همه خوف و رجا
پاک کن افکار خود را از خطا
تا شود هر دم ترا ایمان عطا
دردها را هم دوا و هم شفا
🌾🌾🌾🌾
هنوز وقتش نشد بیدار گردی
ز جهل و غفلتت بیزار گردی
خشوع گردد دلت با جلوه ی حق
جدا گردی دمی از هر چه ناحق
🌾🌾🌾🌾
خداوندا اسیر جهل و غفلت
فزون از جهل و غفلت دام شهوت
تمام حزن و غم باشد مکافات
همه نشات شده از جرم و آفات
الا ای مومنین در دار و دنیا
تمام مالتان آفات جانها
🌾🌾🌾

بار دیگر شهر مشهد نور باران می شود جشن میلاد رضا هر سال چراغان می شود عشق من در شهر غربت این رضا باش

بار دیگر شهر مشهد نور باران می شود
جشن میلاد رضا هر سال چراغان می شود
عشق من در شهر غربت این رضا باشد تمام
ماندنم تنها به عشق او بُود ما را سلام
🌾🌾🌾
دلم امشب دگر بار گشت غوغا
ز عشق رب و رحمان شد تنها
دلم امشب بسی آشفته تنها
سخن دارد به عرش رب اعلی
🌾🌾🌾🌾

خداوندا تویی ظاهرتراز خورشید تابان
نه حجت لازم است، نه حکم و برهان
خجل گردند شموس نزدت به قرآن
همه از لطف تو گردیده تابان
چه گویم در خورت مدح فراوان
تویی ظاهر تر از خورشید تابان

امامی مذهبم با عشق و ایمان ندارم ظن و شکی سوی رحمان خدا را شاکرم ایمان عطا کرد مرا در ملک خویش عبد خ

امامی مذهبم با عشق و ایمان
ندارم ظن و شکی سوی رحمان
خدا را شاکرم ایمان عطا کرد
مرا در ملک خویش عبد خدا کرد
خداوندا سپاس و شکر و تعظیم
برازنده بود گویم به تکریم
🌾🌾🌾
شیعه ام شیعه به اولاد نبی
عاشقم ، عاشق به ایمان علی
شیعه ام با عشق رحمان جلی
عزتم باشد نبی و هم علی
🌾🌾🌾

دلم از عشق حج پر می زند پر به هر برزن رسد در می زند در زعشق تلبیه با دیدن یار ایا مهدی موعود یار دلد

دلم از عشق حج پر می زند پر
به هر برزن رسد در می زند در
زعشق تلبیه با دیدن یار
ایا مهدی موعود یار دلدار
مرا تنها مزار با جمع ِ بیمار
🌾🌾🌾
حاجتی دارم به سوی کردگار
تا برآرد حاجتم را در دیار
روزیم کن حج و مشعر و منی
تا شوم تطهیر از جرم و خطا
یا ربا حاجات من را کن روا
بی پناه گشتم در این دار خدا
ماه حج آمد ولی در کاروان
اسم ما گویا نبود با رهروان.
🌾🌾🌾
دست شوی از وادی ظرف زمان و هم مکان
جای تو هرگز نباشد در چنین جایی امان
رو نما بر سوی رب ، خان کریم عارفان
تا شوی اهل تُقی بر خیز عزیزِ نوجوان
🌾🌾🌾🌾

توکل کرده ام بر رب سبحان
مرا روزی نماید حج و قربان
خداوندا به لب آمد صبوری
صبوری تا به کی گشتم پریشان
🌾🌾🌾

آرزوهای دراز در سر چرا داری جوان خلعت و گور و قبور آماده می دارند نهان تو خودت غافل چرا گشتی ز سوی ق

آرزوهای دراز در سر چرا داری جوان
خلعت و گور و قبور آماده می دارند نهان
تو خودت غافل چرا گشتی ز سوی قبر و گور
شد مهیا بهر تو آن یوی دنیا حور و نور
شرط حور و قبر و نور ایمان رب العالمین
پس تو علمت را فزون کن تا رسی حق الیقین
🌾🌾🌾
خدایم خالق این جسم و جانم
چه خوب تصویر نمود روح و روانم
🌾🌾🌾
خداوندا وجودت در جهان از روز روشن
نباشد بهر تو اثبات ز گلشن
ز اثبات وجود ذاتِ داور
چه چیزهایی نوشتند نیست باور
وجود حق چو خورشید سماوی
نیاز هرگز نباشد گفتنی های کذایی
خدا روشن تر از آفتاب ِ تابان
نباشد بهر اثباتش به برهان
🌾🌾🌾
خداوندا مرا آنی ز خود غافل مگردان
دلم از مهر و عشق خود تمام، کامل بگردان
🌾🌾🌾🌾

از آن روزی شناختم رب سبحان شدم دیوانه و حیران و ویران  شدم دیوانه از جسم و‌تن و جان فرو ریختم ز خود

از آن روزی شناختم رب سبحان
شدم دیوانه و حیران و ویران
شدم دیوانه از جسم و‌تن و جان
فرو ریختم ز خود افسار حیوان
حکیمی با صفایی بی نیازی
رئوفی ، ذوالجلالی و عزیزی.
🌾🌾🌾
غفلت و نسبان ز رب ذوالجلال
تنگی رزق است و آفات بر کمال
هم و غم از روزگار کار شماست
محنت و رنج و فغان بار شماست
بی خدایی بس بُود جان ِ جمال
اینهمه از هم و غم دائم ننال
هم و غم گاهی بود باب ندا
تا شوی بیدار از عمر فنا
🌾🌾🌾
یقینم از قیامت حاصل آمد
تمام شک و ظنم باطل آمد
یقین دارم به قرآن و قیامت
که شک و هر گمان عین حماقت
خداوندا یقینم سوی قرآنت فزون کن
مرا درعشق خود مرز جنون کن
🌾🌾🌾
قدرت ذات اله مافوق قدرتها بُود
قدرت غیر اله چون قدرت کف ها بُود
🌾🌾🌾🌾
چون نداری معرفت از قدرت رب جلیل
اینچنین داری نظربر رب سبحان ای علیل
قدرت رحمان به گفتاری بس است
یک اشاره او کند بیگانه هم ما را کس است
🌾🌾🌾🌾
خدا حق است و ما هم جلوه ی او
خدا چون آب و ما کف بر سر او
🌾🌾🌾🌾
یقین دارم به قرآن و قیامت
ندارم چاره بر کار ِ حماقت
خدا حتما پذیرد این ندامت
تمام گشت عمر مت راه شقاوت
🌾🌾🌾
فقر و فاقه گشته بسیار
شده این جسم و جان با شکل بیمار
🌾🌾🌾
کجا شد سجده و عشق شبانه
کجا شد درد و دلها با یگانه
چرا غافل شدی در این زمانه
ز ذکر و حمد و تسبیح شبانه
ترا درد غریبی هست و خانه
فزون از آن بود در آشیانه
🌾🌾🌾🌾
نمی خواهم ز رحمان مزد دنیا
چرا ما را نمودند ترک و تنها
🌾🌾🌾🌾
با لطف رحمان دشمن شده پریشان
از غفلت و جهالت ، بیدار شدیم به قرآن
در وادی محبت ، مایل شدیم به یزدان
یا رب نظر نما تو ، مرگم شود به ایمان
تا آخرین دقایق ذکرم بود ز قرآن
تا روسیاه نگردم در جمع خویش و یاران
🌾🌾🌾
خداوندا ترا جان رسول با صفایت
مرا روزی نما مشعر منایت
🌾🌾🌾🌾





از خواب ِ گران خوابِ گران خواب گران خیز(تضمین) عمرت به فنا ، وادی عصیان و فغان شد از خواب ِ گران خوا

از خواب ِ گران خوابِ گران خواب گران خیز(تضمین)
عمرت به فنا ، وادی عصیان و فغان شد
از خواب ِ گران خوابِ گران خواب گران خیز(تضمین)
این عمر و جوانی کماکان به خزان شد
از خواب ِ گران خوابِ گران خواب گران خیز(تضمین)
از سوی خدا عقل و نبی حافظ جان شد
از خواب ِ گران خوابِ گران خواب گران خیز(تضمین)
قرآن کریم سوی خدا ، نورش عیان شد
از خواب ِ گران خوابِ گران خواب گران خیز(تضمین)
فردوس برین مزدِ جمیع مومنان شد
از خواب ِ گران خوابِ گران خواب گران خیز(تضمین)
بیچاره و بدبخت ، امیدت به کسان شد
از خواب ِ گران خوابِ گران خواب گران خیز(تضمین)
بی سعی و تلاش وادی جنت نتوان شد
از خواب ِ گران خوابِ گران خواب گران خیز(تضمین)
این عمر سراسر به بطالت و زیان شد
از خواب ِ گران خوابِ گران خواب گران خیز(تضمین)