هشتم شهریور هشتاد و چهار

تودیع بنمود ش از این شهر ودیار

آن علی احمد عزیز با صفا

عازم غربت شده از شهر ما

چون گلی بودش میان خارها

موج غم بود در رخش چون زارها

من زوصفش گفته ام صد بارها

از فراقش سنگ دارد ناله ها