احمدی آن راد مرد اصفهان
با سعیدی و پناهی شادمان
جمع گشتند هر یک از برهمتان
با صدیقی و مراقب در زمان
آن جمالی بذله گو و شعر خوان
با اسحاقی و سعیدی اخوان
سیده آغا چو آزاد سیدی
اینچنین گوید سخن بر همتی
آنکه در حصن و حصار مصطفاست
خانم احمد پناهی با خداست
آنکه را احسان او را طالبیم
ذکر گوئیم همچو ذاکر یا تماما غافلیم
این صدیقی یار بی همتای ما
کل دوران آمده همرای ما
نام احباب کلاس تکمیل شد
این مرید و بذله گوی هم پیر شد

اسامی دوستان کلاس