مولای علی علیه السلام
من ندانم این قلم را چه رازی در میان است
که اوثاف مولایم علی او را فغان است
برای نقش اوصاف علی او گیج و منگ است
نمی دارد سخن گویا به جنگ است
قلم از عشق مولایم بخواب است
سخن هرگز نمی دارد صیام است
🌻🌻🌻🌻🌻
علی ای قبله ی طفلان بی بابا
ای ای سرور و ای سید و آقا
بگو از کوفه و از آن شرارت ها
بگو از پستی مردان آن جاها
چرا مولا نگفتی سرّ آن دلها
بگفتی راز دل در شب به آن چاهها
علی در آن شب ظلمانی یلدا
سخن ها دارد او با عالم بالا
به مسجد شد روان در بین آن راهها
که گویند مرغکان هم گفته اند آقا
نرو امشب به محراب سعادتها
که اشق الاشقیا مجلم نماید بس جسارتها
عای آن مرد دانا و رئوف ما
به مسجد شد روان با عشق آن دلها
🌻🌻🌻🌻🌻
مسجد کوفه زخون مرد حق سیلاب شد
ابن ملجم از چنین کارش بسی بی تاب شد
ضربت اشق الاشقیا بر فرق آن مولا شد
خون ز محراب شهادت رود و هم انهار شد
ناله ی مولا پی آن ضربت هم آلام شد
فزت و رب الکعبه گفت آرام شد
آن خبر در کوفه پیچیده چنان
کشته اند مولاو حیدر از میان
گفته اند ، بودش علی اهل نماز
کشته شد در مسجد کوفه به راز و به نیاز
ای علی ای اولین مظلوم عالم در سماء
باز گو از ظلم و جوری شد روا
این چنین بهتان و تهمت می زنند
خود ندانند این چنین گفتار بی ربط می زنند
ای علی ای قبله و جانان ما
ای شهید کشته ز قوم اشقیا